تبليغاتX
همه جوره از همه جا
بدو بیا وب جدید!!!!!!!!!
عکسای پایینو دیدید؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حالا بیاید وب جدیدمون.از  به بعد این وب ما سه تاست:

www.devil200000.blogfa.com 

 و این وب به زودی پاک میشه.

همین الان بیاید که منتظریم.

 

+  نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم شهریور 1388ساعت 1:25  توسط p.s.r 
سلااااااااااام.چطورید.مختصر بگم که خیلی کار دارم.امروز ایران محشر بود.وااااااااااای.تهران که قیامت بود.نذاشتن کسی حرف بزنه وسط حرفای ا.ن شروع میکرد به شعار دادن.فقط همین.عکسا رو ببینید:

قدس1

قدس2

قدس3

قدس

قدس5

قدس6

قدس7

+  نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم شهریور 1388ساعت 0:55  توسط p.s.r  | 
خاک تو سر .........

     

سلااااااااااااااااام.چطورید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟حالتون خوبه ؟؟؟؟؟ واااااااااای من که داغونم.کلی ذوق کردم که امشب بازی داریم.ولی چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟با این همه طرفدار والا خجالت داره.میخواستم امروز درباره ی بازی اپ کنم ولی ارزشششو نداره.مگه بیکارم؟؟؟؟ امروز داشتیم بازی به حدی قشنگ بود که من از تنهایی در اومدم و به اتفاق خانواده حرص میخوردیم.به جون تک بچم  کامبیزBaby GirlBaby Girl تا الان قلبم درد میکرد.هنوزم  درد میکنه.به جون کامبیزمBaby Girl Baby Girlاگه دوباره اینطوری بازی کنن میرم معتاد میشم.والا به خدا.

ولی اپ امروزم دربار ه ی بچه های شیطونه:

   دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد . معلم گفت: از نظر فيزيکى غيرممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را ببلعد زيرا با وجودى پستاندار عظيم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسيار کوچکى دارد. 

دختر کوچک پرسيد: پس چطور حضرت يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد؟  

معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. اين از نظر فيزيکى غيرممکن است.

 دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس مى‌پرسم .

 معلم گفت: اگر حضرت يونس به جهنم رفته بود چى؟  

دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسيد .

 *****************************************

 يک روز يک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد . 
ناگهان متوجه چند تار موى سفيد در بين موهاى مادرش شد

از مادرش پرسيد: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفيده؟

مادرش گفت: هر وقت تو يک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، يکى از موهايم سفيد مى‌شود .دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهميدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفيد شده

 ************************************

 عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس يادگارى بگيرد. معلم هم داشت همه بچه‌ها را 
تشويق مي‌کرد که دور هم جمع شوند . 

معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شديد به اين عکس نگاه کنيد و بگوئيد : اين احمده، الان دکتره. يا اون مهرداده، الان وکيله

يکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده .

 ***********************************************

 معلم داشت جريان خون در بدن را به بچه‌ها درس مى‌داد. براى اين که موضوع براى بچه‌ها روشن‌تر شود گفت

 بچه‌ها! اگر من روى سرم بايستم، همان طور که مى‌دانيد خون در سرم جمع مى‌شود و صورتم قرمز مى‌شود

بچه‌ها گفتند: بله  

معلم ادامه داد: پس چرا الان که ايستاده‌ام خون در پاهايم جمع نمى‌شود؟  

يکى از بچه‌ها گفت: براى اين که پاهاتون خالى نيست

 ***********************************************

 بچه‌ها در ناهارخورى مدرسه به صف ايستاده بودند. سر ميز يک سبد سيب بود که روى آن نوشته بود: فقط 

 يکى برداريد. خدا ناظر شماست. 

در انتهاى ميز يک سبد شيرينى و شکلات بود. يکى از بچه‌ها رويش نوشت: هر چند تا مى‌خواهيد برداريد! خدا مواظب سيب‌هاست

  راستی:

 

                           

 

 

+  نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 1:37  توسط p.s.r  | 
مجید خراطها (رویا)
سلام

اصلا حوصله نداشتم آپ کنم ولی این آقاهه مجبورم کرد

انقد آهنگاش قشنگ بود دلم نیومد نذارم

وااااااااای این مجید خراطها چی بود و من قدرشو نمی دونستماااااااا

یه سری آهنگ از مجید خراطها میخوام بذارم ،  نمی دونم جدیده یا قدیمی !!!! هر چی هست قشنگه

خواهشاْ اگه کسی از مجید خراطها خوشش نمیاد هم دانلود کنه ، منم بدم میومد ازش  ولی ۲-۱ هفتس کلـــــــــی طرفدارش شدم . یه ویدیو هم داره مجید خراطها ...

خب ؟ تو رو خدا اگه کسی اونو داره و ای دی اس ال هم داره  برام آپلود کنه

مرسی

اینو زدم تا بدونی (خاکم نکنید)

پاییز

آواره

دلیل رفتنت

قسمت نبود

قرار تنهایی ما

داداشی

بی وفا

تسلیت قلب صبورم

دیگه مجبور نیستی

خدا نگهدار

1

  توجه توجه : مثل اینکه برای بعضی ها سوءتفاهم پیش اومده !!!! بعضی ها فکر کردن من کشته مرده ی مجید خراطها م          بعد میان توی نظرا یه چیزایی میگن !!! منم عکسشو برداشتم که بدونن من فقط آهنگ های مجید خراطها رو دوست دارم  (نه صداشو و نه قیافشو!!!!)

(رویا)

 

+  نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 12:15  توسط p.s.r  | 
روز قدس یادت نره
سلاااااااااااااااااام.حالتون خوبه؟؟؟؟؟؟؟چه خبر؟؟؟؟؟؟؟بازی دیروز پرسپولیس رو دیدید؟؟؟؟دیروز خواستم بیام آپ کنم جور نشد.وجدانی دیروز تا دقیقه ی ۶۵ خوب بازی کردیم.ولی بعدش اسکول بازی در آوردیم.گیج بازی میکردیم.ولی امیدوار کننده بود.تعداد پاسای درست بیشتر شده بود و بهتر بازیکنا همدیگرو پیدا میکردن.درکل بد نبود.خب از امشب دیگه لیالی قدر شروع میشه و ما یکم میریم تو کارای عرفانی و معنوی.شاید تا بعد ۲۳ ماه رمضون اپ نکنم.فقط یه چیزی ما رو از دعای خیر خودتون بی نصیب نذارین.میدونید که تو این شبا تقدیر آدما رقم میخوره.پس ما رو هم از دعاتون بی نصیب نکنید شاید تقدیرمون بهتر شد.منم فراموشتون نمیکنم.امیدوارم که یه سال خوب داشته باشیم.در ضمن برا وضع مملکتمون هم حتما دعا کنید که بدجوری داره رو به نابودی میره.هرچی ادم درست و حسابیه رو هرروز دارن کامیون کامیون میکنن تو زندان.تورو خدا دعا برا وطنمون یادتون نره.درضمن.راهپیمایی روز قدس یادتون نره.هرکی میتونه باید بره.چون آخرین فرصته.اگه این نشه دیگه تمومه همه چیز.قوربونتون برم.فعلا.(من عاشق این عکسم--- shut up ---)

 

               shut up

اینم دانلود آهنگ سیمرغ از راستین که خیلی به اوضاع و احوال الان ایران میخوره.حتما دانلودش کنید.

                                               دانلود آهنگ سیمرغ

+  نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 1:45  توسط p.s.r  | 
خدا رحم کنه
سلاااااااااااااااامHello.خوبید؟؟؟؟؟حالتون چطوره؟؟؟خوش میگذره؟من یه دو روزی رفتم مسافرت از پریسا خواهش کردم بیاد و محض رضای خدا آپ بکنه.ولی امشب که اومدم میبینم که آپ نکرده.ولش.چیکارا میکنید؟؟؟دیگه چند هفته دیگه تا شروع شدن مدارس نمونده.وااااااااااای.من کتابامو گرفتم.خدای من وحشتناکه.دینی ی ی ی .خدای من ۲۰۰ صفحه رو آخه من کجای ذهنم جا بدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟با این کتاب نوشتنشون.حالا اون هیچی.اون زیست بی پدر مادرو چطور میشه خوند.وای دویست و خورده ای صفحه هست.پر از اسم.اون روز اومدم یکم بخونم.آقا سه صفحه ی اول رو که خوندم قفل کردم.وحشتناکه.همش اسم.همش هم مفهومی.داشتم به خواهرم میگفتم که معلم چه طور باید همه ی این کتابو درس بده؟گفت سوم که خوبه ماله پیش که اصلا نمیشه نزدیکش شد.خدا رحم کنه.هی خواهرم گفت خودتو بدبخت نکن.نیا تجربی.برو ریاضی.من که گوش ندادم.هی ی ی ی ی .

برای پایان این آپم سه تا جمله ی قشنگ انتخاب کردم:

اولیش از سقراط هست : کوتاه ترین و مطمئن ترین راه شرافتمندانه زیستن در این دنیا آن است که حقیقتا همانی باشی که نشان میدهی.مشاهده خواهید کرد که همه ی فضیلت های انسانی با عمل کردن به آنها تقویت و تکثیر می شوند.

دومیش از جبران خلیل جبرانه : جایگاه انسانیت قلب خاموش اوست ،نه ذهن وراجش.

سومیش هم از جبران خلیل جبرانه : سخاوت آن نیست که آنچه را که من بیش از تو به آن نیاز دارم به من ببخشی ، بلکه آنست که به من ببخشی آنچه را که بیش از من به آن نیاز داری.

(saba)

+  نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 1:29  توسط p.s.r  | 
بدو بدو که آپ شد
سلااااااااااام.چطورید؟؟؟؟؟خوبید؟؟؟؟؟؟؟؟ماه رمضون مبارک (شرمنده به خاطر تاخیر)چه میکنید با شکم روزه و گرمای تابستونSun؟؟؟؟پدر در میاره ولی کاریش نمیشه کرد.ماه رمضون امسال به کل برنامه ی خواب منو به هم زدهNight.هر روز که برا سحری بیدار میشم دیگه تا بیاد خوابم ببره ساعت دورو برای ۶ صبحه.الان یه هفتست که ساعت ۵/۲ - ۳ بعد از ظهر بیدار میشم.البته از یه طرف خوبه چون وقت زیادی تا افطار نمیمونه.ولی از یه طرفم بده چون به هیچ کاری نمیرسی.واقعا شده دندون درد.البته دندون درد دیگه ای هم هست واونم اینه که چی برا سحری بخوریم.به نظر من قرمه سبزی و ماکارونی و پیتزا بهترین گزینه ها برا سحرین ولی خب ۳ روز اینارو خوردی.روزای دیگه چی؟؟؟؟؟؟؟؟دیروز میخواستم بعد بازی پرسپولیس بیام اپ کنم نشد.باز مهمون داشتیم.الان حدود ۱۰ روز هست که ما مستقر شدیم ولی تقریبا یه روز درمیون مهمون داشتیم و دیگه پدرمون دراومد.دیروزم من وسط مهمونی با بدبختی فوتبال نگاه کردم.بدک بازی نکردیم.خوب بود.ایشالا بهترم میشیم.الا با استقلال تو یه رده ایم.دوتامون ۸ امتیازی.امشبم که دو تا فوتبال توپ داشت.ارسنال و منچستر / میلان و اینتر.به به.من که با ارسنال و میلانم.از منچستر متنفرم.درسته که کریستیانو رونالدو رفته از این تین ولی هنوز منچستر مورد غضب منه.

برای اینکه از عریضه خالی نباشم چندتا فیلتر شکن برا دانلود گذاشتم که این روزا خیلی به درد میخورهComputer.هرکی اینا رو دانلود کرد حتما باهاش تو سایت www.balatarin.com  بره که همه ی خبرا اونجاست.

 

                                        فیلتر شکن فریگیت و U94 

                                              فیلتر شکن رادیو فردا

                                                 فیلتر شکن VOA 

                                

( saba )

 

+  نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 2:28  توسط p.s.r  | 
روش های شکار شوهر

روش جواتی:
یه بار یه جایی که توی دید طرف باشه و بتونه با دو تا شلیک خودشو بهت برسونه یهو غش می کنی و ولو می شی کف زمین.پس از چند دقیقه هذیون گفتن راجع به اینکه پسر پسر اصغر قصاب اومده خواستگاریت اما تو نمی خواهی به اون شوهر کنی/ مثلا به ضرب آب قند به هوش می آیی و وقتی چشمت به طرف می افته یهو بغضت می ترکه و د گریه. وقتی خوب گریه هاتو کردی و پاشدی که بری طرف کلی اصرار میکنه که برسونت…..اما از اون اصرار و از تو انکار……..خلاصه راه می افتی که بری اما یجوری راه می ری که مطمئن بشی طرف می تونه تا خونتون تعقیبت کنه… تا اینجا تو کار خودتو کردی اما از اینجا به بعدش دیگه با اوس کریمه….

۲- روش عرفانی:
میری لب چشمه که آب بیاری می بینی از قضا اونم انجاست……..یه جوری که انگار حواست نیستپات می خوره به کوزه طرف و کوزه خورد و خاکشیر می شه…..بعد لپات گل می اندازه و با عجله کوزتو پر می کنی و میری. اینجاست که طرف با خودش فکر می کنه:
اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی
خلالصه خیالت تخت باشه که کارت درسته!
نکته:
این روش در طی تاریخ امتحانشو بخوبی پس داده و بنا براین بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران معتقدن که بحران امروز ازدواج در اثر لوله کشی شدن آب بوجود اومده.

۳-روش لوس گری:
یه دفعه یه سوسک می بینی و بنا میذاری به جیغ! آ ی جیغ نکش کی بکش.طرف هم که وضع و اینطور می بینه به هر قیمتی شده سوسک و به دیار باقی می فرسته. حالا تو همچین تحویلش می گیری که انگار شیر شکار کرده! و بعدشم مثلال از ترس سوسک یه مدتی خودتو بهش می چسبونی و ازش جدا نمی شی! اگه کارا تا اینجا خوب پیش بره ما بقیش تضمین شدست.

۴-روش تحریک غیرت:
یه بار با چشم گریون و تن لرزون طوری که طرف بشنفه برای دوستت درد دل می کنی که چطوری وقتی داشتی می اومدی یه پسره ی چشم نا پاک تو رو دید زده و بهت متلک پرونده. بعدشم هقی می زنی زیر گریه. اینجاست که دیگه رگ غیرت طرف باد می کنه و حساب یارو با کرام الکاتبینه!
نکته:
اگه کار به خون و خونریزی نکشه می تونی روی موفقییت حساب کنی. اما اوصولا زندگی با این آدم توصیه نمی شه.

۵-روش خرکی:
جلوی یکی از این لندکروز سیاهها بوسش می کنی که بدونه بخاطر بد بخت کردنش همه کار می کنی…..اینم قیدشو بزنید بیتر تره چون پررو میشه بعدشم خلافه عرفه .

۶-روش مذهبی خفن:
چهل شب جمعه جلوی در خونتون رو جارو می کنی و آجیل مشکل گشا پخش می کنی . تو ی این مدت به هر چی امامزاده و صاحب کرامات هست متوسل میشی و نذر می کنی که اگه حاجتت روا شد هر شب تو سقا خونه آس مم تقی یه شمع روشن کنی …ایشالا که حاجتتو میگیری…….
نکته:آجی التماس دعا

۷- روش یاهو مسنجری:
این روش اخیرا کاربرد زیادی پیدا کرده و عمدتا هم به خاطر اینه که لازم نیست مستقیم توی چشمای طرف نگاه کنی و این برای آماتورها هم کمک خبلی بزرگیه…….از ایکونهای گوگولی مگولی هم می تونی برای رسوندن مفهوم استفاده کنی……اما بدیش اینه که بعضی وقتها توی چت یه سو تفاهم هایی پیش می آد که خر بیار و باقالی بار کن!!
نکته:این روش فقط وقتی کاربرد داره که مطلب بطور صریح ادا بشه اما به علت اینکه هیچ موجود اناثی اصولا این کاره نیست پس بهتره که اصلا قیدشو زد!

۸-روش بچه خر خونی:
همون داستان جزوه و این که خودت واردی.
نکته:متاسفانه از اونجایی که مجموع دو متغیر زیبایی و خر خونی در مورد دختر جماعت همیشه یه مقدار ثابته بنابراین بهتر که روی این روش خیلی حساب نکنی!

۹-روش بچه مثبت :یا قرن ششمی :
طرف و به یه کافی شاپ دعوت می کنیو اونجا خیلی معقول و منطقی مساله رو بهش می گی……اونم احتمالا یه فرصتی می خواد که فکر کنه و بعدشم ایشالا که بعله رو می گه……..


۱۰-روش از ما بهتران:
لازم نیست کاری بکنی. فقط انتخاب کن


Custom Glitter Text
+  نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 19:17  توسط p.s.r  | 
یوهوووووووووووووو.کسی اینجا نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلاااااااااااااااااااام.چطوریدHeart Smile؟؟؟؟؟؟؟؟خوبید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چه میکنید با غم دوری من؟؟؟؟؟؟؟خب ما پریروز رسیدیم.این مدت اینقدر بهم سخت گذشته که توبه کردم از اسباب کشی.از جمع کردن وسایل گرفته تا جابه جایی و دیر موقع نهار و شام خوردن و دوباره وسایل رو جا دادن و جارو کشیدن و ... به خدا تو این دوروز ۶۰ بار اتاقم و جاهای دیگه خونه رو جارو برقی کشیدم.اره دیگه این مدت کلی کدبانو شدم .قربونش برم خونه هم اینقدر تمیزه که هرچقدرم دستمال میکشی باز کثیفه.تو جای جای خونه آثار دست و پا و سر و خلاصه تمام اعضا و جوارح بچه ی مستاجر قبلی به یادگار مونده.دیگه دارم به فنا الله میپیوندم.کمرم خیلی درد میکنه و بدن خسته و کوفتس.هرچی هم وسایل رو جا میدم بازم یه سری میمونه که بلا تکلیفن.خدا صبر بده به ما.اره دیگه.اومدیم اینجا و با محیط جدید اشنا شدیم.از دوستامون جدا شدیم.ولی خداروشکر با دوستام در ارتباطم.درسته که نمیبینمشون ولی همین که وجودشون رو حس میکنم خوبه.امروز بازی پرسپولیس رو دیدید؟؟؟ااااه چقدر بد بازی کردن.البته به جز ۱۰ دقیقه ی آخر.خیلی وقته که نه بازیای پرسپولیس نه بازیای تیم ملی بهم نمیچسبه.اصلا حال نمیکنم باهاشون.چرا اینطوری شده؟؟؟فوتبال که با سیاست قاطی شه بهتر این نمیشه.اما در کنار پرسپولیس که عشقمه استیل آذین چه میکنه با دل هوادارا.در واقع شعبه ی دوم پرسپولیسهبازیکناش هم اغلب پرسپولیسین.چه حال میکنم با بازیای این تیم.وجدانی خوب بازی میکنه.ما هم تا اخرش باهاشیم.فردا بازی استقلال تو آزادیه.خیلی تبلیغ کردن که فردا نه قرمز نه آبی فقط سبز.ببینیم چی میشه.ولی فکر کنم خیلیا با نشونه ی سبز بیان.

پس فرمول جدید اینه: قرمز + آبی = سبز

 

راه سبز

                                                 

                                                           ( صبا )

+  نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 0:59  توسط p.s.r  | 
من با کی زنگ خونه هارو بزنم فرار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلااااااااااااااااام.چطورید؟؟؟؟؟؟خوش میگذره؟؟؟؟؟؟شرمنده دیر اپیدم.آخه داشتیم وسایلامون رو جمع میکردیم که آماده ی اسباب کشی بشیم.و اینکه میخواستم آپ آخرم رو بذارم قبل از رفتنم .البته این آپ بیشتر به درد دوستام میخوره که دیگه نمیتونم ببینمشون.چون شما بچه های وب که همیشه هستین منم تو وب هستم ولی پریسا ورویا و... نیستن.دفعه ی قبل که خداحافظی کردم زیاد ناراحت نبودم چون میدونستم برمیگردم و دوستامو میبینم و تابستون باهاشونم ولی الان .............

نه امیدی نیست.چون ممکنه دیگه هیچ وقت نمبینمشون.شاید خیلی مسخره باشه.من خیلی از دوستامو از دست دادمو دیگه ندیدمشون و نخواهم دید اونارو ولی اینبار فرق داره.خیلی با دوستام جور شدم این مدت.مخصوصا پریسا ورویا.نمیدونم میتونم دوباره ببینمشون یا نه، ولی امیدوارم.باز تو تابستون پریسا رو تقریبا هر روز دیدم و با هم رفتیم بیرون ولی رویا رو اصلا نتونستم ببینم.ناراحتم که مجبورم از دوستای صمیمیم جدا بشم.مثلثمون با رفتن من به هم میخوره.امیدوارم که دوباره برگردم تهرانو مثلث رو دوباره کامل کنیم.دو سه روز قبل از اینکه برا اخرین بار با پریسا برم سینما رفتیم سه تا گردنبند عین هم خریدیم که همیشه به یاد هم گردنمون باشه وای چه بدبختی کشیدیم تا ۳ تا عین هم پیدا کردیم.زنه دیگه نزدیک بود بکشمون به فحش.فردا قراره با پریسا برا آخرین بار برم بیرون چون یکشنبه دیگه برا همیشه از تهران میرم.

خب این آپ آخرم تو تهران بود.دوستای گل مدرسه : پریسا ،رویا ،کیمیا ،رکسانا ، شمیم ،الهام ،سیمین ،نگین ۱و۲ ،نگار ۱و۲و۳  و ... .دلم برا همتون تنگ میشه.خداحافظ .شاید ،شاید ،شاید همدیگه رو دوباره یه روزی یه جایی یه وقتی دیدیم.

+  نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 1:10  توسط p.s.r  | 

قالب و كدهاي جاوا >